دعوت به شنیدن ۴۰ حکایت از گلستان سعدی با صدای خسرو شکیبایی

سلام، آقای خسرو شکیبایی!

تولد: ۷ فروردین ۱۳۲۳
مرگ: ۲۸ تیر ۱۳۸۷
سلام، خانم جین آستین!

By: atiyeh
تولّد: ۱۶ دسامبر ۱۷۷۵
مرگ: ۱۸ ژوئیه ۱۸۱۷
«غرور و تعصب» معروفترین رمان خانم آستین است که سامرست موام در کتاب «دربارهی رمان و داستان کوتاه» از آن نام میبرد و میگوید این کتاب یکی از ده رمان برتر جهان است.
ماجرای «غرور و تعصب» دربارهی ازدواج الیزابت بنت، دختری عقلگرا از طبقهی متوسط و حومهنشین با چارلز دارسی، مردی خوددار و مغرور از طبقه مرفه و شهرنشین، است که با اقتباس از آن چند فیلم سینمایی و مجموعهی تلویزیونی هم ساخته شده است.
در ایران، سال ۱۳۳۶ بود که «غرور و تعصب» به همت «شمسالملوک مصاحب» برای اولینبار به فارسی ترجمه شد.
نشر افق نیز در سال ۱۳۹۰ ترجمهی دیگری از این رمان را به همت «کیوان عبیدیآشتیانی» به بازار کتاب عرضه کرد که به چاپ سوم رسیده است. این کتاب، در قطع جیبی، با جلد سخت، طراحی زیبا و دلنشین در مجموعهی عاشقانههای کلاسیک منتشر شده است.
علاقهمندان میتوانند برای تهیهی رمان «غرور و تعصب» و سایر کتابهای «جین آستین» به فروشگاه کتاب افق مراجعه کنند. منتظرتان هستیم، با لبخند و دوستی.

سلام، آقای حمید سمندریان!
مهربان باشید با هم، با همه؛
حسادت و نادانی دشمن درجهٔ یک شماست؛
جغرافیای هنر شما به بزرگی روح بشر و کائنات و ابدیت است نه چهاردیواریهای تنگ صحنه؛
اعتبار هنریتان را اگر از پامالکردن اعتبار دیگران گدایی کردهاید، هیچ نیستید، هیچ؛
نوچهپروری و لشکرکشی قبیلهای رایج هیچ نسبیتی با دانشپروری و دانشآموزی ندارد؛
به معنای عمیق کلمه استاد باشید
بیآنکه گرفتار تفرعن، تبختر، نخوت و پلشتیهای رایج همراه این واژهٔ بزرگ باشید؛
موجسواری سیاسی نکنید که بدجوری غرق میشوید؛
بر اصول خودتان پافشاری کنید. اگر اصولی دارید، حتی اگر زجرآورترین تنهاییها نصیبتان شود. هنر مردان بزرگ همین است؛
عاشق باشید و عاشق بمانید.
«حمید سمندریان»

تولّد: ۹ اردیبهشت ۱۳۱۰
مرگ: ۲۲ تیر ۱۳۹۱
***
آقای سمندریان جدا از آموزش تئاتر، شیوهٔ خاصی در کارگردانی داشت که بسیاری از کارگردانان پس از وی تحت تأثیر شیوهٔ کارگردانی او قرار گرفتند. او معتقد بود بازی در تئاتر باید باورپذیر باشد و به همین دلیل در کارهای او بازیهای درشت و اغراقآمیز دیده نمیشد و بازیها روان بود. اما شاید یکی از بزرگترین کارهای سمندریان در تئاتر ایران، تأثیر بر نمایشنامهنویسان ایران از راه ترجمه و معرفی نمایشنامهنویسان متفاوت و مطرح جهان بود. تا پیش از حضور او تئاتر ایران متکی بر نمایشنامهنویسان فرانسوی و انگلیسیزبان بود؛ اما حمید سمندریان صداهای تازهای را وارد تئاتر کرد. او با ترجمه و معرفی نویسندگان آلمانی به سهم خود تئاتر ایران را چندصدایی کرد. بدین ترتیب، اگر تئاتر نوین ایران با عبدالحسین نوشین یا به گمان برخی دیگر با شاهین سرکیسیان آغاز شد، با حمید سمندریان پوست انداخت.»
***
سلام، آقای جان آپدایک!

جان آپدایک در طول زندگیاش دوبار برندهی جایزهی پولیتزر و جایزهی ملی آمریکا شد و سالها نام او در میان نامزدهای جایزهی نوبل ادبیات بود تا چهار سالِ قبل که دار فانی را وداع گفت. دیروز، سالروزِ فوتِ این نویسندهی آمریکایی بود و فکر کردیم بد نیست که از او و کتابهایش یادی کنیم.
آقای آپدایک شعر میگفت و داستان مینوشت. بیشترین شهرت او هم به خاطر داستانهای کوتاهش است. بااینحال، او رُمانهای بینظیری هم نوشته است. چهارگانهی خرگوش از معروفترین و مهمترین آثار جانآپدایک است که در آن با رویکردی روانشناسانه جامعهی آمریکا را تحلیل میکند.
سهیل سمّی مشغولِ ترجمهی این چهارگانه است. جلد اوّل آن با عنوان فرار کن خرگوش سال گذشته از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است. جلد دوم در دست چاپ و جلدهای بعدی در مرحلهی ترجمهاند.
آقای سمّی علاوهبر این چهارگانه، آثار دیگری از جان آپدایک را نیز ترجمه کرده است، مثلاً رُمان سنتائور. آقای نویسنده در این کتاب به رابطهی محبتآمیز یک پدر و پسر میپردازد. ترجمهی فارسی این اثر سال گذشته از سوی انتشارات مروارید در بازار کتاب عرضه شد.
دوستان عزیز، شما میتوانید رمانهای فرار کن خرگوش و سنتائور را بهترتیب با قیمت 7500 تومان و 6700 تومان از فروشگاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) تهیه کنید.
سلام، آقای قیصر امینپور!

وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها ...
هر روز بی تو
روز مباداست
طرح از داوود غفارزادگان است.
سلام، آقای احمد میرعلائی!
شب، چشمان آب در کشتزاری خفته،
شب در چشمان تو، چشمان اسبان، که درشب میلرزند،
در چشمان آبی پنهانی تو.
چشمان آب برکه،
چشمان آب چاه،
چشمان آب رویا،
سکوت و انزوا
چون دو حیوان کوچک به هدایت ماه
از این آبها می نوشند،
از این چشمان.
اگر تو چشمانت را بگشایی
شب دروازههای خزهاش را میگشاید،
قلورو پنهانی آب دروازههایش را میگشاید،
آبی که از دل شب چکه میکند.
و اگر آنها را ببندی،
رودی، جریان بیصدا و آرام،
به درونت سیلاب میریزد، پیش میرود، مکدرت میکند:
شب کرانههای روحت را میشوید . . .
ترجمهی احمد میرعلائی

امروز، هفدهمین سالروزِ درگذشتِ احمد میرعلائی یکی از مترجمهای خوب و پُرکار ایرانی است. از او کتابهای بسیاری در میانِ ما به یادگار مانده که باعث میشود مُدام نامش در کنار بهترین آثار ادبی جهان زنده بماند. همین پنجشنبهی قبل بود که خواندنِ کلاه کلمنتیس را به شما پیشنهاد کردیم. رُمانی خواندنی از میلان کوندرا که احمد میرعلائی ترجمه کرده بود.
«کوندرا این داستان را بر پایهی یک ماجرای واقعی نوشته است، به این قرار: در سال ۱۹۴۸، کلمنت گوتوالد، رهبر کمونیست، در پراگ بر مهتابی قصری باروک قدم گذاشت تا برای صدها هزار مردمی که در میدان شهر قدیم ازدحام کرده بودند سخن بگوید. لحظهای حساس در تاریخ چک بود. رفقا گوتوالد را دوره کرده بودند و کلمنتیس در کنارش ایستاده بود. دانههای برف در هوای سرد میچرخید، و گوتوالد سربرهنه بود. کلمنتیس دلسوز کلاه پوست خز خود را از سر برداشت و بر سر گوتوالد گذاشت.
بخش تبلیغات حزب صدها هزار نسخه از عکس آن مهتابی را چاپ کرد. تاریخ چکسلواکی بر آن مهتابی زاده شد. به زودی در سراسر کشور، هر بچهای از طریق کتابهای مدرسه، دیوارکوبها، و نمایشگاهها، با آن عکس تاریخی آشنا شد.
چهار سال بعد کلمنتیس به خیانت متهم شد و به دارش آویختند. ادارهی ارشاد ملی بیدرنگ او را از تاریخ محو کرد، و البته چهرهاش را از همهی عکسها تراشید. از آن تاریخ تاکنون گوتوالد تنها بر مهتابی ایستاده است، و آنجا که زمانی کلمنتیس ایستاده بود فقط دیوار لخت قصر دیده میشود. تنها چیزی که از او باقی مانده، کلاه او ست که همچنان بر سر گوتوالد قرار دارد.»*
اگر دوست دارید دربارهی کلاه کلمنتیس بیشتر بدانید اینجا را بخوانید.
آقای میرعلایی علاوهبر آثارِ آقای میلان کوندرا و اوکتایو پاز، کتابهایی از خورخه لوئیس بورخس، یان فلمینگ، گراهام گرین، جوزف کنراد، ویلیام گلدینگ، هرمان ملویل و ... نیز ترجمه کردهاند.
راستی، کتاب بیلی باد، ملوان از هرمان ملویل نیز با ترجمهی احمد میرعلائی نیز در فروشگاه کتاب افق موجود است.
ماجرای این کتاب هم دربارهی ملوان جوانی به نام بیلی باد است که مجبور میشود در یک کشتی نظامی انگلیسی کار کند و .... همین دیگر. اگر دوست داشتید کتاب را بخرید و از ادامهی داستان را بخوانید حتماً یکسری به فروشگاه کتاب افق بزنید.
سلام، آقای جلال آل احمد!

روزنامهی مغرب ویژهنامهی خوبی را بهمناسبتِ سالروز درگذشت جلال آل احمد در ضمیمهی چشمه منتشر کرده است. گزیدهی نامهای را که در عکس میبینید از این ویژهنامه انتخاب کردهایم که جلال برای همسرش، سیمین دانشور، نوشته است. سیمین هم دربارهی همسرش گفته «كوشش جلال برای كارش و نوشتهاش در حد فداكاری است. او اگر در نوشتههایش تلگرافی، حساس، دقیق، خشمگین، افراطی، صمیمی و حادثهآفرین است، در زندگی روزمره نیز همینطور بوده است.»
«شاید مهمترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونههای خوب آن را در سفرنامههای او مثل خسی در میقات میتوان دید.»
اگر تمایل دارید کتابهای جلال آل احمد را تهیه کنید حتماً به فروشگاه کتاب افق سری بزنید.
علاوهبر خسی در میقات، از رنجی که میبریم (حاوی قصههای شکست مبارزات جلال در حزب توده)؛ غربزدگی (مجموعهای از مقالههای او)؛ دید و بازدید، نون والقلم، زن زیادی و اورازان (یک گزارش مردمنگاری دربارهی روستای آبا و اجدادی جلال در طالقان) در فروشگاه کتاب افق موجود است.
سلام، آقای صمد بهرنگی!
«مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی میکنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که میشوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.»
مرگ 9 شهریور 1347

* عکس از سایت گل آقا
سلام، آقای اُنوره دو بالزاک!

تولد 20 می 1799
مرگ 18 آگوست 1850
قرن نوزدهم، آنطور که ما میشناسیم، در مجموع اختراع بالزاک است.
این رُمان در مدت چهل روز نوشته شد و در مجله پاریس منتشر و سپس، به صورت کتاب چاپ شد. ماجرای بابا گوریو، داستان تلاقی سرنوشت انسانهای گوناگون است که در قالب شخصیتهای مثبت و منفی عناصر سازنده داستان را تشکیل میدهند. بالزاک در این کتاب روایت ماجرایی را پیش میبرد که حول زندگی جوان شهرستانی سادهدلی (اوژن دو راستینیاک) است که به پاریس آمده و در پانسیونی (پانسیون ووکه) که محل اقامت افراد گوناگون و غریبی است اقامت میکند. *
برای تهیهی بابا گوریو میتوانید به فروشگاه کتاب افق مراجعه کنید. این کتاب با ترجمهی مهدی سحابی و قیمت 10500 تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.
علاوهبر این کتاب، رُمانهای دیگری از آقای بالزاک هم در فروشگاه موجود است که خوب است لذّتِ خواندنِ آنها را از دست ندهید. مثل چی؟ مثلاً رُمان مادام دولا شانتری با ترجمهی هژبر سنجرخانی و قیمت 5500 تومان توسط انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.
یا دو رُمان چرم ساغری و زنبق دره.
چرم ساغری کی از پرخوانندهترین و معروفترین کتابهای دنیاست و ماجرای آن دربارهی جوانی یتیم و فقیر است که میخواهد «نظریهی اراده» را بنویسد. این دو رُمان توسط محمود اعتمادزاده (م. بهآذین) به فارسی ترجمه شدهاند و با قیمت 6500 تومان و 7000 تومان از سوی نشر ناهید و نشر فردوس به چاپ رسیدهاند.
سلام، خانم گراتزیا دلدا!

...ما هرگز نخواهیم مرد. تا وقتی جرقهای از عشق وجود دارد، نخواهیم مرد.
«گنج»، «عدالت»، «بر لب پرتگاه»، «پس از طلاق»، «الیاس پورتولو»، «خاکستر»، «پیچک»، «در صحرا»، «نیزار در باد»، «چشمهای سیمونه»، «راه خطا»، «حریق در باغ زیتون» «راز مرد گوشهگیر»، «رقص گردنبند» «سرزمین باد» و «مریم منزوی» از مهمترین آثار خانوم دلدا هستند.
در دههی هشتاد، بهمن فرزانه، مترجم خوب کشورمان، بسیاری از کتابهای گراتزیا دلدا را به فارسی ترجمه کرد که این رُمانها از سوی انتشارات ققنوس، انتشارات کتاب خورشید، آگاه، فراسوگستر، بدیهه و نشر ثالث منتشر شدهاند.
میپرسید کدام کتابها؟ مثلاً «چشمهای سیمونه»، «گنج»، «وسوسه»، «راه خطا»، «حریق در باغ زیتون»، «راز مرد گوشهگیر»، «رقص گردنبند»، «بر لب پرتگاه»، «پس از طلاق»، «کبوترها و بازها»، « پاسکا، دختر اهل نوئورو»، « الیاس پورتولو»، «آنالنا و پسران»، «غربت»، «سرزمین باد» و «مریم منزوی»
درحالحاضر، کتابهای رقص گردنبند (انتشارات کتاب خورشید، ۱۴۴ص، 2900 تومان) چشمهای سیمونه (انتشارات ققنوس، 254ص، 1500 تومان) و وسوسه (انتشارات کتاب خورشید، ۱۴۳ص، 1500 تومان) در فروشگاه کتاب افق موجود است و برای تهیّهی آنها میتوانید قدمرنجه کنید تا خیابان انقلاب، بعد از وصال شیرازی، بعد از سینما سپیده، سر کوچه اسکو، کتاب افق.
* گراتزیا کوزیما دِلِدّا (به ایتالیایی: Grazia Cosima Deledda)
سلام، آقای هرمان هسه!

مرگ 9 آگوست 1962
هرمان هسه از معروفترین نویسندگان آلمانی است که بعد از چندین دهه، هنوز آثارش از پُرفروشترین کتابهای رماناند. شخصیّتِ اصلی در داستانهای هسه معمولاً فردی است در پی شناختِ خود و جهان اطرافش. برای همین، بیشتر آثار او بنمایهی فلسفی و عرفانی دارد. کتابهای هسه در ایران توسط مترجمهای مختلف به فارسی برگردانده شده است. سيدارتها یا سيذارتها یا سيذارتا یکی از مشهورترین و پُرفروشترین کتابهای هسه در دنیاست که چند ترجمه از آن در بازار کتاب وجود دارد. انتشارات ققنوس نیز بهتازگی نسخهی دیگری از این رُمان را با ترجمهی سروش حبیبی و با قیمت 4500 تومان منتشر کرده است.

همچنین، انتشارات روزبهان نیز بهتازگی کتاب دیگری از هسه را با نام شهر (عنوان اصلی Die Stadt) در 72 صفحه و با قیمت 7000 تومان منتشر کرده است. مترجم این کتاب، سهند لطفی است.
علاوهبر این دو کتاب تازه، دو کتاب دیگر از هرمان هسه نیز در فروشگاه کتاب افق موجود است. یکی، گرگ بیابان و دیگری، زیر دندههای چرخ. هر دو کتاب را نشر فردوس چاپ کرده است.

گرگ بیابان تاکنون ششبار تجدیدچاپ شده و قیمتِ آن 6800 تومان است. زیر دندههای چرخ هم به چاپ دوّم رسیده و با قیمت 3500 تومان به فروش میرسد. این کتاب اوّلین رُمان هرمان هسه است که فضای آن تحتتأثیر سالهای اولیهی زندگیِ این نویسندهی بزرگ است.
اگر میخواهید دربارهی هرمان هسه و کتابهایش بیشتر بدانید اینجا و اینجا و اینجا را بخوانید. برای تهیّهی این چهار کتاب هم قدمرنجه کنید تا فروشگاه کتاب افق. نشانی؟ خیابان انقلاب، بعد از وصال شیرازی، بعد از سینما سپیده، سر کوچه اسکو.
سلام، آقای پرویز شاپور!

سیزده سال قبل، پرویز شاپور از میان ما رفت. نویسندهای خوشذوق که روحیهی شوخ و شنگی داشت و بیشتر شهرت او بهخاطر کاریکلماتورهایش است و همسرش. بله، فروغ فرخزاد.
حرفِ فروغ شد، بد نیست این را هم اضافه کنم که فروغ و پرویز یک نسبت دورِ فامیلی داشتند. دقیقتر اینکه، فروغ نوهی خالهی مادر پرویز بود. آنها اوایل دههی سی با هم ازدواج کردند. درحالیکه فروغ شانزده سال و پرویز بیست و شش ساله بود و خُب، این وصل خیلی زود به جدایی انجامید.
فروغ پیش از ازدواج، نامههای عاشقانهی بسیاری برای پرویز نوشته بود که این سنت نامهنویسی بعد از ازدواج و جدایی هم ادامه پیدا کرد. اولین تپشهای عاشقانهی قلبم عنوان مجموعهای از نامههای فروغ فرخزاد به پرویز شاپور است که این کتاب به کوشش کامیار شاپور، فرزند پرویز و فروغ، و عمران صلاحی در سال 1391 از سوی نشر مروارید منتشر شد و تاسال 1378 به چاپ ششم رسید.
چند جلد از کتابهای پایین آمدن درخت از گربه و اولین تپشهای عاشقانهی قلبم در فروشگاه کتاب افق موجود است که در صورت تمایل میتوانید مراجعه کنید و این دو کتاب را با قیمتهای 2400 و 10000 تومان تهیّه کنید.
+ گفتوگوی عمران صلاحی با پرویز شاپور را اینجا بخوانید.
+ کاریکلماتورهای پرویز شاپور را اینجا بخوانید.
+ زندگینامهی پرویز شاپور را اینجا بخوانید.
+ دربارهی کتاب اوّلین تپشهای عاشقانهی قلبم اینجا را بخوانید.

نشانی: تهران، خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، سر کوچه اسکو