یلدای ما

رسیدیم به شب یلدا. از همكاران نشرافق كه خیلی‌های‌شان دستی بر آتش قلم دارند و به همین خاطر نوك انگشت‌های‌شان همگی تاول دارد خواستیم مطلب كوتاهی درباره شب یلدا بنویسند به مناسبتی كه یادی از این جشن زیبای ایرانی در خبرنامه‌مان باشد. در كمال تعجب امیرحسین خورشیدفر كه اهل شعر و شاعری نیست طبع شعرش یك دفعه، ‌چله زمستون (!!!!) گل كرد و این را برای‌مان فرستاد. خودش هم می‌داند كه شاعر نیست و پا توی كفش دیگران كردن كار خوبی نیست. اما می‌گوید اگر پا در كفش دیگران كرده مثل این است كه زنگ زده‌اند، ‌آیفون خراب است و چون كفش خودت بندی است، ‌عجله‌ای، ‌هول هولكی، كفش یكی دیگر را كه به پایت بزرگ است می‌پوشی. یا حتی كوچك‌تر و پاشنه‌اش را می‌خوابانی نه چون لوطی‌مسلك هستی، همین جوری، الكی، بیش‌تر از روی تنبلی، با شتاب پله‌ها را دو تا یكی پایین می‌دوی كه ببینی شب یلدا آن كسی كه دوستش داری پشت در است یا...

 

یلدای ما


امیرحسین خورشیدفر

دوست من!/رفیق!/ نترس.../حتی سیاه باشه اگه مث شب یلدا/ خورشید در می‌آد، صبح فردا/ دورهم باشیم وخوش بگذره/ سوار قطار،‌ بلیت یكسره/ آوازی بلدی كه با هم بخونیم/ هیشكی خجالت نكشه كه داد بزنه/ چشم تو چشم،/ شاخ تو شاخ/ شبم دوستمونه و پا به‌ماس/ ببین سنگین شده و روش سیاس/ رو زمین، قلبا بزرگ‌،‌ سرامون تو آسمونه/ پیش می‌ریم جلو، نفر به نفر؛‌ شتری مثل هندوونه/ صد دونه یاقوتیم،‌ لب لعلت یاقوته/ قدرشو می‌دونم تا وقتی روم به روته/ بزن بریم ولی این دفعه به خونه/ آجیل داریم و مشكلات حل می‌شه،/ دونه دونه/ مامان منتظره و بابا دستش پره/ نگیری بخوابی زود، زیر پتو و خُرخُره 

دختری که گریه نمی‌کند!

زندگی بچه‌های پرورشگاهی سوژه بسیاری از کتاب‌های کودک و نوجوان بوده است که شاید مهم‌ترین آنها، داستان «بابالنگ دراز» نوشته جین وبستر باشد. می‌توان گفت که خط مشترک بیشتر این داستان‌ها، فانتزی‌گرایی محض است و داستان آنها را اتفاقاتی رقم می‌زند که در دنیای واقعی هرگز برای این بچه‌ها رخ نمی‌دهد. «داستان تریسی بیکر» که به تازگی توسط نشر افق در قالب مجموعه رمان‌های کودک این ناشر منتشر شده، از این قاعده مستثنی است.

تریسی بیکر دختر 10 ساله‌ای که در پرورشگاهی در لندن زندگی می‌کند، راوی این داستان است؛ داستان واقعی زندگی خودش که اگرچه سرشار از رویاهای فانتزی است، اما مزه واقعیت‌های آن خیلی تلخ است. زبان طنزآمیز نویسنده در این کتاب، گویی در تلاش است تا زهر تنهایی و غم‌های تریسی را بگیرد.

تک‌گویی‌های تریسی که قصد دارد دور از چشم بچه‌های پرورشگاه داستان زندگی خود را بنویسد، در عین تلخی، شیرینی‌های خاص خود را دارد. هر بار که مشکلاتش در پرورشگاه او را به گریه وامی‌دارد، ادعا می‌کند که هرگز گریه نمی‌کند و بهانه می‌آورد که «تب یونجه»اش دوباره عود کرده و به همین دلیل از چشم‌هایش آب سرازیر شده! او در عین اینکه با تمام وجود به داشتن یک دوست صمیمی نیاز دارد، سعی می‌کند خودش را بی‌نیاز نشان دهد و مدام دوستی دست و پا چلفتی‌ترین بچه پرورشگاه یعنی پیتر را هم که میل دارد دوست صمیمی او باشد، رد می‌کند. او حتی داستان زندگی خود را با این جملات شروع می‌کند: «اسم من تریسی بیکر است. سن من 10 سال و 2 ماه است. تولد من 8 می ‌است. این منصفانه نیست چون تولد آن پیتر اینگهام خل و چل هم همان وقت است. برای همین هم دوتایی‌مان یک کیک تولد داشتیم و مجبور شدیم برای بریدن کیک، چاقو را دوتایی دستمان بگیریم. آن وقت اینجوری بود که آرزو کردنمان هم نصفه‌نیمه شد؛ فقط یک نصفه آرزو.»

تریسی از پدر خود هیچ خاطره‌ای ندارد و مادرش هم مدت‌هاست او را رها کرده و حتی برایش نامه هم نمی‌نویسد. او حکایت می‌کند که چطور یک روز از پرورشگاه فرار کرده تا به نشانی‌ای که از مادرش داشته برود. اما وقتی به خانه مادرش می‌رسد، متوجه می‌شود او شش ماه است از این خانه به جای نامعلومی رفته است. با این همه نهایت آمال او مادر زیبایش است که ادعا می‌کند به هالیوود رفته تا هنرپیشه شود و حتما روزی برای بردن دخترش به پرورشگاه می‌آید.

او تا زمان نوشتن داستان زندگی‌اش توسط دو خانواده به فرزندی پذیرفته شده اما به دلیل مشکلات رفتاری‌اش او را به پرورشگاه پس فرستاده‌اند. آرزوی تریسی، خوردن همبرگر مک‌دونالد با سیب‌زمینی سرخ کرده و بعدش هم مخلوط شیر و توت‌فرنگی به عنوان دسر است؛ آرزوی کوچکی است اما هرگز برآورده نشده.

ورود کم لاوسون، نویسنده که قرار است مقاله‌ای درباره زندگی بچه‌های پرورشگاه بنویسد، به داستان تریسی رنگ تازه‌ای می‌دهد. او که ابتدا سعی می‌کند بیشتر از همه بچه‌ها به چشم این خانم نویسنده بیاید، در نخستین تلاشش طوری خرابکاری می‌کند که به اتاق سکوت تبعید می‌شود اما نامه‌ای که روز بعد از طرف این خانم به دستش می‌رسد، به زندگی امیدوارش می‌کند. قرار می‌شود درباره پرورشگاه برای او چیزهایی بنویسد و در نهایت حتی مقاله را هم خودش بنویسد! لاوسون او را به ساندویچ‌فروشی مک‌دونالد می‌برد، برایش اسمارتیز و یک کیک تولد درسته می‌خرد و خلاصه او که غرق در خوشی است، به خانم نویسنده گیر می‌دهد که به فرزندی قبولش کند! اما البته طبیعی است که با روندی که نویسنده کتاب یعنی ژاکلین ویلسون پیش گرفته، این اتفاق رخ نمی‌دهد و داستان با رویای تریسی برای زندگی با «کم» به پایان می‌رسد.

ژاکلین ویلسون از برجسته‌ترین نویسندگان کودک و نوجوان انگلستان است و تاکنون 20 میلیون نسخه از کتاب‌هایش فقط در همین کشور به فروش رفته. او در آثار خود با دقت و موشکافی به شیوهای طنزآمیز و شوخ‌طبعانه به مشکلات کودکان پرداخته و جوایز متعددی مانند گاردین، اسمارتیز، ردهاوس و کتاب سال نایل را کسب کرده و در سال‌های 2005 و 2007 عنوان نویسنده نامدار را هم به خود اختصاص داده. از داستان تریسی بیکر یک مجموعه تلویزیونی هم به همین نام ساخته شده است.

مترجم این کتاب هم نسرین وکیلی است که تاکنون بیش از 150 عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده است. نثر ترجمه او روان و گیراست و توانسته به خوبی از پس شوخ‌طبعی‌های نویسنده برآید.

داستان تریسی بیکر (رمان کودک)، ژاکلین ویلسون، ترجمه نسرین وکیلی، نشر افق، چاپ اول: 1391، 200 صفحه، 2000 نسخه، بها: 7500 تومان.

منبع کتاب هفته

گفت‌وگو با دانیال کلمان؛ زیاد ریاضی بلد نیستم

من هرگز در ایران نبوده‌ام و ایرانی‌های زیادی را هم نمی‌شناسم، پس شاید قدری حمل بر خود‌شیفتگی شود اگر بخواهم چیزی را به خوانندگان ایرانی پیشنهاد كنم. این كتاب در آلمان كتابی خنده‌دار و سرگرم‌كننده به شمار می‌رود. آیا ترجمه فارسی آن هم خنده‌دار از كار درآمده؟ اگر چنین نیست، پس خصیصه مهمی از كتاب حذف شده است. اما اگر هست، تنها پیشنهادی كه این كتاب نیازمند آن است همین خواهد بود: اگر در دستش بگیرید و خواندنش را شروع كنید عملا تا انتهای قصه پیش خواهید رفت.

پاراگرافی که خواندید بخشی از حرف‌های دانیل كلمان نویسنده‌ی رُمان اندازه‌گیری دنیا بود که در گفت‌وگو با علی مسعودی‌نیا بیان کرده است.

متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.
ادامه نوشته

ماه بر فراز مانیفست


شکار قورباغه

۵ جون ۱۹۳۶

با پاهای برهنه و لباس یک‌سره، از پنجرهٔ اتاق خوابم بیرون را نگاه کردم. چند روز از آخرین داستانی که دوشیزه سادی در مورد نِد و جینکس و رفتنشان به نمایشگاه تعریف کرده بود و می‌گذشت. سکهٔ نقره که نِد در نامه‌اش به آن اشاره کرده بود، همراه با طعمهٔ ماهیگیری روی لبهٔ پنجره بود. باید قبول می‌کردم که داستان‌های دوشیزه سادی اسرارآمیز و هیجان‌انگیز است. چه طور توانسته بود داستان‌هایش را با این اشیای بی‌اهمیت مرتبط کند؟ حالا می‌فهمیدم چرا مردم به دیدنش می‌آیند.
در یک هفته‌ای که به خانهٔ دوشیزه سادی می‌رفتم، شاهد رفت و آمد مردم به آن‌جا بودم. هر روز حدود دو سه ساعت برایش کار می‌کردم و بعد مرخصم می‌کرد و من خوشحال می‌شدم. نمی‌دانم چه‌طور، اما ملاقات‌کننده‌ها زمانی می‌آمدند که من در حال ترک آنجا بودم. دیروز، زن مسنی به دیدنش آمد که خیلی نگران و ناراحت بود. اما دوشیزه سادی آمادگی ذهنی پذیرفتن زن را نداشت.

صفحه‌ی ۱۵۵
از رمان ماه بر فراز مانیفست
نوشته‌ی کلر وندرپول
ترجمه‌ی کیوان عبیدی آشتیانی
نشر افق
چاپ اول، ۱۳۹۱
۴۸۰ صفحه
۱۶۵۰۰ تومان

به نقل از ایبنا

ماه بر فراز مانیفست منتشر شد

کتاب «ماه بر فراز مانیفست» نوشته «کلر وندرپول» با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی منتشر شد. این کتاب داستانی راز‌آلود درباره تاریخ آمریکا دارد و موضوعات مطرح شده در آن درباره مسایلی چون جنگ جهانی اول، شیوع آنفلوآنزا، مرگ و میر جمعی و خشکسالی در برخی ایالت‌های آمریکا است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نویسنده این کتاب را با نگاهی به تاریخ آمریکا نوشته و تلاش کرده است حوادث کتاب به واقعیت‌های تاریخی نزدیک باشند.

اشاره به جنگ جهانی اول، شیوع آنفلوآنزا، مرگ ومیر جمعی، خشکسالی در بعضی ایالت‌های آمریکا و رکود اقتصادی دهه‌۱۹۳۰ از جمله موضوعاتی‌اند که نویسنده در قالب داستان به آن‌ها اشاره کرده است.

در معرفی این کتاب آمده است: «راز پدر در این شهر چیست؟

آقای گیدئون شغل ثابتی ندارد و دائم در سفر است و دخترش آبیلین را هم با خود می‌برد.

پدر که نگران آبیلین است او را به شهر مانیفست می‌فرستد که رازهایی دارد. دوشیزه سادی، پیشگوی شهر داستان‌هایی برای آبیلین تعریف می‌کند که همه‌مردم مانیفست در آن‌ها حضور دارند جز پدرش!»

کتاب «ماه بر فراز مانیفست» در ۴۸۰ صفحه با شمارگان ۲هزار نسخه و قیمت ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان از سوی نشر افق وارد بازار کتاب شده است.

این کتاب برنده‌ جایزه‌ سال۲۰۱۱ نیوبری، معتبر‌ترین جایزه‌ ادبیات کودک جهان شده است.

آلیس

آلیس مجموعه داستانهایی با محوریت شخصیت آلیس است. آلیس هیچ مشخصه بخصوصی ندارد تا او را از سایر زنهای کتاب متمایز کند اما حوادث او را همیشه سر راه مرگ قرار می‌دهند و آلیس در تمام داستان‌ها با مرگ رو به رو است. و رو در رویی آلیس با مرگ اطرافیان است که آلیس را برای ما می‌سازد. مرگ یک عموی هم جنس باز در گذشته، مرگ یک عاشق قدیمی، مرگ یک دوست قدیمی که مهمانش هستند، مرگ شوهر دوستش و در ‌‌نهایت مرگ شوهر آلیس که آخرین داستان کتاب است و در آن می‌توان ردی از مرگهای گذشته را پیدا کرد. آلیس نه یقه پاره می‌کند و نه بر سر و صورت خود می‌زند. برخورد آلیس با مرگ‌ها آنچنان درونی و آرام است که خواننده با خود فکر می‌کند اگر خودش هم با این مرگ‌ها موجه شود همین گونه خواهد بود. مرگ‌ها و حس آلیس در ‌‌نهایت تصویری بودن روایت شده و نویسنده سعی نکرده وارد ذهن آلیس شود و آن را درونی کند.
مجموعه داستان آلیس را که می‌خوانی به این نتیجه می‌رسی که زندگی ادامه دارد حتی با این همه مرگ. پس با این همه مرگ باز هم بیایید زندگی کنیم.

نوشته‌ی م.میرابوطالبی در وبلاگ شازده کوچولو

آمستردام منتشر می‌شود

 میلاد زکریا رمان «آمستردام» یان مک‌یوون را ترجمه کرد.

به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گفته‌ی مترجم، «آمستردام» رمان کوتاهی است درباره‌ی دو دوست قدیمی که رابطه‌ی آن‌ها و تحول‌شان در گذر سال‌ها را نشان می‌دهد. این دو دوست قدیمی در رابطه با دوست سومی که از دنیا رفته است، آن‌چه را از سر گذرانده‌اند، مرور می‌کنند.

او همچنین گفت، این رمان مجوز گرفته است و انتظار می‌رود به زودی از سوی نشر افق منتشر شود.

این مترجم پیش‌تر رمان «خیال‌باف» را از مک‌یوون ترجمه کرده است. همچنین به تازگی رمان «تاوان» این نویسنده با ترجمه‌ی مصطفی مفیدی از سوی نشر نیلوفر منتشر شده بود، که بنا بر اعلام مسؤولان، به دلیل رعایت نکردن ضوابط، از بازار کتاب جمع‌آوری شد.

گزارش تصویری (ده)



برای مشاهده‌ی تصاویر بیش‌تر به صفحه‌ی کتاب افق در ف ی س‌ ب و ک مراجعه کنید.

پُرفروش‌های «کتاب افق» در هفته‌‌ای که گذشت

:: از شنبه هجدهم آذرماه تا پنج‌شنبه بیست‌وسوم آذرماه

1.    شب‌های روشن، فئودور داستایفسکی، ترجمه‌ی سروش حبیبی، نشر ماهی، 3000 تومان
2.    افسانه‌های تبای، سوفوکل، ترجمه‌ی شاهرخ مسکوب، انتشارات خوارزمی، 6000 تومان
3.    چند ورقه مه، رضا جمالی حاجیانی، نشر چشمه، 4000 تومان
4.    مأمور سیگاری خدا، محسن‌حسام مظاهری، نشر افق،  5500 تومان
5.    تو مشغول مردن‌ات بودی، ترجمه‌ی محمدرضا فرزاد، انتشارات حرفه هنرمند، 9500 تومان
6.    آینه‌های ناگهان، قیصر امین‌پور، نشر افق، 5500 تومان
7.    آئورا، کارلوس فوئنتس، ترجمه‌ی عبدالله کوثری، نشر نی، 2800 تومان
8.    اندازه‌گیری دنیا، دانیل کلمان، ترجمه‌ی ناتالی چوبینه، نشر افق، 10500 تومان
9.    گزیده‌ی منظومه‌ی افسانه شاعر گمنام، محمدعلی سپانلو، نشر افق، 3800 تومان
10.    آلیس، یودیت هرمان، ترجمه‌ی محمود حسینی‌زاد، نشر افق، 3500 تومان

پُرفروش‌های «کتاب افق»

از شنبه یازدهم آذرماه تا پنج‌شنبه شانزدهم آذرماه

Mrs Dalloway


خانم دالاوی گفت گل‌ها را خودش می‌خرد.


از سال 1924 به بعد بود که ویرجینیا وولف آثار درخشان خود را نوشت و منتشر کرد؛ خانم دالاوی، به سوی فانوس دریایی و موج‌ها مشهورترین رُمان‌های وولف هستند که به سبک جریان سیال ذهن نوشته شده‌اند.

ویرجینیا وولف نویسنده‌ای سنت‌شکن و شاخص در ادبیات انگلیسی‌زبان بود که برای انعکاس واقعیت و حقیقت به سراغ لایه‌هایی از ذهن شصیت‌های داستانی‌اش رفت که معمولاً بیان نمی‌شوند.

کلاریسا دالاوی شخصیت اصلی رُمان خانم دالاوی (Mrs Dalloway) زنی 52 ساله است که هنوز هم نشانه‌هایی از زیبایی جوانی‌هایش را دارد. این کتاب، روایت یک روز از زندگی او و یک روز زندگی در لندن در ژوئن 1920 است.  وولف زمان حال و گذشته را با مهارت در هم تلفیق می‌کند و کشمکش‌های روحی یک زن را به تصویر می‌کشد و تأثیر لحظه‌های بی‌اهمیت را در معنابخشی به زندگی نشان می‌دهد.

ضمناً، مایکل کانینگهام با الهام از این اثرِ وولف، رُمان ساعت‌ها را نوشت که بر اساس آن فیلم  The Hours ساخته شد.

رُمان خانم دالاوی توسط افراد مختلف به فارسی ترجمه شده است. نسخه‌ی اصلی آن به زبان انگلیسی هم در فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) موجود است که با قیمت 23500 تومان به فروش می‌رسد.

راستی، موج‌ها را هم فراموش نکنید. این رُمان یکی از صد کتابی است که باید قبل از مرگ بخوانیم.

آوازهای کوچکی برای ماه - 4

ترجمه: گلاره جمشیدی

هفت سال نامه‌نگاری بین گوستاو فلوبر نویسنده بزرگ فرانسوی با ژرژ ساند بانوی نویسنده‌ای که یکی از چهره‌های پیشرو و هنجارشکن جامعه روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می‌آمد یکی از بهترین اسناد برای شناخت روحیات این دو نویسنده و روزگارشان است. دوستی عمیق فلوبر و ساند هم رنگ و بوی عاشقانه دارد و هم برپایه احترام و درکی عمیق شکل گرفته؛ نامه‌های زیر از دوره‌ای انتخاب شده که فلوبر مشغول نوشتن رمان «تربیت احساسات» است. در این نامه‌ها ساند و فلوبر درباره چهره‌های ادبی مهمی مثل تورگنیف، سروانتس و سنت بوو اظهارنظر می‌کنند. متن کامل این نامه‌ها به نام آوازهای کوچکی برای ماه از جانب نشر افق در دست انتشار است.



به ژرژ ساند
سه‌شنبه شب

در این‌باره چه بگویم سرور عزیز؟ باید حساسیت کودکان را سرکوب کرد یا به آن پر و بال داد؟ به نظر من نمی‌توان در این مورد حکمی قطعی صادر کرد. بستگی دارد به اینکه آنها به بیشترین‌ها متمایل باشند یا کمترین‌ها. به علاوه، اصول تغییر نمی‌کنند. طبایع بشری، یا لطیف‌اند یا سخت و هر دو تغییر‌ناپذیر. پس دیدگاه یکسان و نحوه آموزش برابر، می‌تواند تاثیراتی متضاد ایجاد کند. آیا چیزی بیش از اینکه مرا به بیمارستان ببرد و مثل یک کودک در سالن کالبدشکافی بازیچه قرار دهد، می‌توانست آزارم دهد؟ اما هیچ‌کس بیشتر از من نسبت به دردهای جسمی حساس نیست. من پسر مردی هستم بی‌نهایت مهربان و به معنای واقعی کلمه حساس. صحنه درد کشیدن یک سگ، اشک به چشمان او می‌دواند. با این وجود، عمل‌های جراحی‌اش را خوب انجام می‌داد و روش‌های وحشتناکی هم برای این عمل‌ها اختراع کرده بود.
عقیده من این نیست که: «باید به کودکان تنها وجه شیرین و زیبای زندگی را نشان داد، تا وقتی که خرد بتواند برای قبول یا مبارزه با بدی‌ها یاری‌شان دهد.» چراکه در آن صورت اتفاقی موحش رخ می‌دهد و رهایی ابدی از توهم، در قلب‌هاشان عقیم می‌ماند. آنگاه خرد چگونه می‌تواند خود را بسط دهد، اگر برای تشخیص نیکی و شر همواره به کار گرفته نشود؟ زندگی باید آموزش دایمی باشد؛ انسان باید همه چیز بیاموزد، از زبان به سخن گشودن تا به گاهِ گور.
در مورد ناخودآگاه کودکان مطالب درستی بیان کردی. کسی که بتواند این ذهن‌های کوچک را بخواند، در آنها ریشه‌های نژاد بشری، خاستگاه خدایان، عصاره‌ای که رفتارهای آتی را سبب می‌شود و... را درمی‌یابد. یک سیاه زنگی که با بُت خود سخن می‌گوید و کودکی که با عروسکش حرف می‌زند، در نظر من بسیار به هم نزدیک‌اند.
یک کودک و یک انسان وحشی (بدوی)، حقیقت را از وهم متمایز نمی‌دانند. به خوبی به یاد دارم که در پنج، شش‌سالگی می‌خواستم «قلبم را بفرستم» برای دختر کوچکی که عاشقش شده بودم (منظورم قلب مادی‌ام است). می‌توانستم تصور کنم که آن را در یک سبد صدفی، میان پوشال گذاشته‌ام.
هیچ‌کس به قدر تو در تحلیل این مسایل نکوشیده است. نکات بسیار عمیقی در «داستان زندگی من» بیان کرده‌ای. این حقیقتی است چراکه حتی افرادی که دارای افکار کاملا متضاد با اندیشه‌های تو هستند نیز به آن توجه نشان داده‌اند. برای مثال گونکورها.
تورگنیف عزیز باید اواخر مارس در پاریس باشد. عالی می‌شود اگر بتوانیم شبی هر سه شام را با هم صرف کنیم.
دوباره در فکر سن بوو هستم. بی‌شک می‌توان بدون 30‌هزار فرانک در سال گذرانِ زندگی کرد. اما مسئله ساده‌تر از این حرف‌هاست: کسی که این پول را دارد، هر هفته در روزنامه‌ها اقدام به ضایع کردن دیگران نمی‌کند. چرا او با وجود اینکه پولدار و بااستعداد است، دیگر کتابی نمی‌نویسد؟

این روزها دوباره دارم دون کیشوت را می‌خوانم. چه کهنه‌کتاب شگرفی است! از آن زیباتر هم وجود دارد؟

منبع: روزنامه بهار

کتاب‌های تازه را از فروش‌گاه کتاب افق بخواهید

تقریباً بیست روز قبل بود که درباره‌ی انتشار جلد اوّل از دفترهای واپسین خبر دادیم. امروز، شش جلد دیگر از این مجموعه نیز توسط نشر نیکا به چاپ رسیده و در فروش‌گاه کتاب افق موجود است. خلاصه، علاقه‌مندان به شعر و آثارِ احمدرضا احمدی بشتابند.

***

مأمور سیگاری خدا را می‌توان اثری مستند و داستانی دانست که رفتار و فرهنگِ ایرانی را بازنمایی می‌کند. داستان‌های محسن‌حسام مظاهری در این کتاب برگرفته از گفتگوهای مردم در محیط‌های عمومی به ویژه تاکسی‌هاست که توسط  نویسنده ضبط شده و به صورت مستند مورد استفاده قرار گرفته است. مأمور سیگاری خدا به‌تازگی از سوی نشر افق منتشر شده است.

***

تارتوف نمایش‌نامه‌ای از مولیر است که به‌تازگی از سوی نشر قطره با ترجمه‌ی مهشید نونهالی به بازار کتاب عرضه شده است. این کتاب را هم می‌توانید با قیمت 5500 تومان از فروش‌گاه کتاب افق تهیه کنید.

***

ناسیونالیسم و مدرنیسم اثری از آنتونی دی‌. اسمیت است که در حوزه‌ی علوم اجتماعی منتشر شده و به بررسی انتقادی نظریه‌های متأخرِ ملت‌ و ملی‌گرایی می‌پردازد. این کتاب با ترجمه‌ی كاظم فیروزمند و توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است.

دوستان عزیز، برای تهیه‌ی این چهار کتاب فقط کافی‌ست به فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) مراجعه کنید.

آوازهای کوچکی برای ماه - 3

ترجمه: گلاره جمشیدی

هفت سال نامه‌نگاری بین گوستاو فلوبر نویسنده بزرگ فرانسوی با ژرژ ساند بانوی نویسنده‌ای که یکی از چهره‌های پیشرو و هنجارشکن جامعه روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می‌آمد یکی از بهترین اسناد برای شناخت روحیات این دو نویسنده و روزگارشان است. دوستی عمیق فلوبر و ساند هم رنگ و بوی عاشقانه دارد و هم برپایه احترام و درکی عمیق شکل گرفته؛ نامه‌های زیر از دوره‌ای انتخاب شده که فلوبر مشغول نوشتن رمان «تربیت احساسات» است. در این نامه‌ها ساند و فلوبر درباره چهره‌های ادبی مهمی مثل تورگنیف، سروانتس و سنت بوو اظهارنظر می‌کنند. متن کامل این نامه‌ها به نام آوازهای کوچکی برای ماه از جانب نشر افق در دست انتشار است.


به ژرژ ساند

کرواسه، سه‌شنبه، 2 فوریه 1869

سرور عزیزم،

تو در ترابادور خودت، مردی ازپاافتاده را می‌بینی. یک هفته در پاریس بودم؛ به دنبال اطلاعات خسته‌کننده (هر روز هفت تا 9 ساعت در کالسکه‌ها، که راه خوبی است برای پول
در آوردن از ادبیات). آه، خوب!
طرحم را دوباره‌خوانی کردم. حجم بالای آنچه هنوز باید بنویسم، وحشت‌زده یا بلکه منزجرم می‌کند، آنقدر که می‌خواهم بالا بیاورم. همیشه وقتی شروع به کار می‌کنم، چنین است. آن وقت است که بی‌حوصله می‌شوم، بی‌حوصله، بی‌حوصله! اما این بار از همیشه بدتر است. به همین دلیل از وقفه‌هایی که در کار یکنواخت روزانه پیش می‌آید، به شدت هراس دارم. گرچه کار دیگری هم از دستم برنمی‌آید. خودم را به زور کشاندم به مراسم تدفینی در پرلاشز، در دره مون مورنسی (Montmorency)، در میان مغازه‌های کالاهای مذهبی...
خلاصه در حال حاضر برای چهار یا پنج ماه موضوع کافی در اختیار دارم. وقتی کار تمام شود و دیگر در بحبوحه خلق دوباره بورژوازی نباشم، چه هورای بلندی خواهم کشید!
سن بوو و شاهزاده ماتیلده را دیدم و داستان شکست‌شان را که به نظرم قطعی است، می‌دانم. سن بوو از دالوز
(Dalloz شرکت انتشاراتی فرانسوی که در سال 1845 تاسیس شد-م)، به شدت عصبانی بود و به لوتامپ
(le Temps- از روزنامه‌های مشهور چاپ پاریس که از سال 1861 تا 1942 منتشر می‌شد-م) رفته است. پرنسس از او خواهش کرد که در این مورد دست به عملی نزند، اما او گوش نکرد. همین. اگر نظر مرا بخواهی باید بگویم اولین اشتباه از پرنسس سر زد به دلیل شتاب‌زدگی‌اش؛ اما دومین و بدترین اشتباه از طرف پدر بوو بود، که مثل یک مرد مودب رفتار نکرد. اگر کسی دوست نسبتا خوبی داشته باشد و آن دوست سالی 30‌هزار فرانک به او خرجی دهد، بی‌شک مدیونش خواهد بود. به گمانم در این مورد به سن بوو گفته بودم «این مسئله باعث آزارت خواهد شد، بیا و دیگر حرفش را نزن»، اما او فاقد عزم و ثبات رای لازم بود. بین خودمان باشد، آنچه کمی باعث انزجار من شد، نحوه تعریف و تمجیدش از امپراتور بود! بله، او از بدینگوئه نزد من ستایش می‌کرد! — و ما تنها بودیم!
پرنسس از اول قضیه را خیلی جدی گرفته بود. من برایش نوشتم که حق با سن بوو بود؛ بی‌شک، سن بوو رفتار مرا نسبت به خودش کمی سرد می‌دید. از آن زمان بود که برای توجیه خودش در برابر من، به این ادعاهای عشق ایزیدوری پرداخت، که کمی هم اهانت به من در آن وجود داشت؛ چون مثل این بود که مرا یک احمق کامل فرض کرده بود.
فکر می‌کنم خود را برای مراسم تدفینی مانند مراسم برانژه (Pierre-Jean de Béranger، 1857-1780، سرودنویس فرانسوی-م) آماده کرده؛ محبوبیت هوگو نیز باعث حسادتش شده است. وقتی کسی می‌تواند کتاب‌ بنویسد و در حال هلاک شدن از گرسنگی هم نیست، چرا برای روزنامه‌ها قلم بزند؟ سن بوو اصلا بافراست نیست. شباهتی به تو ندارد!
قدرت تو برای من جذاب و جالب است. منظورم قدرت تمام موجودیت توست، نه فقط نیروی فکرت.
در نامه آخرت از نقد ادبی حرف زدی و گفتی که به‌زودی محو و نابود خواهد شد. برعکس، من فکر می‌کنم که تازه آغاز طلوعش است. منتقدان از مدت‌ها پیش خط مشی‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند، همین. در زمان لاهارپ (Bernard de la Harpe، 1765-1683، سیاح فرانسوی-م)، متخصص دستور زبان بودند؛ در زمان سن بوو و تِن (Hippolyte Adolphe Taine، 1828-1893، مورخ و منتقد فرانسوی و از تاثیرگذاران مکتب ناتورالیسم- م)، تاریخدان‌اند. پس کی هنرمند خواهند بود، فقط هنرمند، اما هنرمند واقعی؟ تو یک نقد ادبی را چگونه می‌شناسی؟ چه کسی مشتاق کاری جدی و عمیق روی آن است؟ آنها بسیار زیرکانه وضعیتی را که نقد در آن نگاشته شده و دلایل ایجاد آن را تحلیل و تجزیه می‌کنند اما «بیان شاعرانه خلسه‌وار» از کجا ناشی می‌شود؟ نحوه سرایش آن؟ سبک و سیاق آن؟ دیدگاه نویسنده؟ هرگز.
این نقد، تخیلی قوی و غمخواری عظیمی می‌طلبد. منظورم توان شور و شوقی است که همواره مهیا باشد. پس از آن «ذوق»، که صفتی است کمیاب، حتی در مورد برترین‌ها، آنقدر که دیگر هیچ‌کسی در موردش سخنی نمی‌گوید.
آنچه مرا همه‌روزه آزار می‌دهد، این است که می‌بینم یک شاهکار و یک افتضاح، هم‌ردیف هم قرار می‌گیرند. از حقیرها تجلیل به عمل می‌آورند و والاها را تحقیر می‌کنند. هیچ چیز حماقت‌بارتر و غیراخلاقی‌تر از این نیست.
در پرلاشز، انزجاری عمیق و نکبت‌بار نسبت به انسانیت مرا دربرگرفته بود. نمی‌توانی تصور کنی تا چه حد در مورد قبرها حس بتواره‌پرستی وجود دارد. یک پاریسی واقعی از یک سیاه زنگی، بت‌پرست‌تر است! این موضوع مرا برمی‌انگیخت که درون یکی از گورها دراز بکشم!
و از نظر «ترقی‌خواهان»، هیچ چیز برتر از اعاده حیثیت از روبسپیر (Maximilien Robespierre، (۱۷58-۱۷94) از معروف‌ترین رهبران انقلاب فرانسه و یکی از تاثیرگذارترین اعضای کمیته نجات ملی انقلاب فرانسه بود و نقش بسزایی در دوره وحشت پس از انقلاب و به راه‌انداختن آن بازی کرد. دوره وحشت و سرکوب، با دستگیری و اعدام وی با گیوتین به پایان رسید-م) نیست! کتاب همل (Hamel) را به یاد بیاور! اگر جمهوری بازمی‌گشت، قطب‌های آزادی را به واسطه سیاست تقدیس می‌کردند و به شدت به آن معتقد می‌شدند.
کی تو را خواهم دید؟ قصد دارم از «عید پاک» تا اواخر می ‌در پاریس بمانم. این بهار برای دیدنت به نوهان می‌آیم، قسم می‌خورم. 

منبع: روزنامه بهار

درباره‌ی «داستان تریسی بیکر»؛ این کتاب را بزرگترها بخوانند!



داستان تریسی بیکر توسط ژاکلین ویلسون نوشته شده و نسرین وکیلی آن را ترجمه کرده است. ژاکلین ویلسون از برجسته‌ترین نویسندگان کودک انگلستان است. او جوایز معتبری مانند گاردین، اسمارتیز، ردهاوس و کتاب سال نایل را کسب کرده و نویسنده نامدار سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ لقب گرفته است.

داستان این کتاب درباره دختری پرورشگاهی است به نام تریسی بیکر. او پدرش را از دست داده و مادرش او را‌‌ رها کرده است. تریسی استعداد نوشتن دارد، اما حسادت و بدرفتاری که در شخصیت او وجود دارد مانع شکوفا شدن این استعداد می‌شود.

نسرین وکیلی نویسنده‌ی این کتاب را یکی از برجسته‌ترین نویسندگان کودک می‌داند. او می‌گوید: ویلسون معمولا مسایل روان‌شناسی و مشکلات روحی کودکان را دستمایه نوشتن داستان‌هایش قرار می‌دهد. او از بچه‌هایی می‌نویسد که احساس تنهایی می‌کنند، بچه‌هایی که ناپدری و نامادری دارند. او با روان‌شناسی عمیقی که دارد به شیوه‌ای طنزآمیز و شوخ طبعانه در آثارش مشکلات کودکان را مطرح می‌کند و راه حل هم ارائه می‌دهد. به همین دلیل کتاب‌هایش هم پرفروش است و هم خواندن آن‌ها نه تنها برای بچه‌ها بلکه به خانواده‌ها و اولیا و مربیان هم توصیه می‌شود.

خانم وکیلی ادامه می‌دهد: شخصیت اصلی این کتاب یک دختر ۱۰ ساله است. با این توضیح نمی‌توانیم بگوییم این کتاب خاص گروه سنی کودکان است و نوجوانان آن را نخوانند، من حتی توصیه می‌کنم این کتاب را بزرگتر‌ها بخوانند چون هم سرگرم کننده است و هم پر از نکات آموزشی و تربیتی است.

***
دوستان عزیز، داستان تریسی بیکر به‌تازگی از سوی نشر افق منتشر شده است. درصورت‌تمایل، می‌توانید آن را با قبمت 7500 تومان از فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) تهیه کنید.

منبع: قدس آن‌لاین

سفر با حاج سیاح


«سفر با حاج سیاح» سفرنامه احسان نوروزی به اروپاست که نشر افق منتشر کرده است. احسان نوروزی در واپسین ماه‌های سال 2010 به همان شهرهایی سفر کرده که حاج سیاح در دهه 1860 رفته بود. او می‌گوید: «متن حاج سیاح یک‌باره سویه‌ای به سفرم داد که بدون آن بی‌بصیرت می‌بود: تاریخ. متن حاج سیاح نه تنها کل تاریخ ایران را همراه سفرم کرد بلکه کل تاریخ اروپا را هم به پیش‌زمینه کشاند. قضیه فقط این نیست که اروپای توصیفی حاج سیاه چقدر با اروپای تجربه‌شده‌ام در این سفر فرق دارد، یا اینکه وطن من و حاج سیاه چه بوده و چه شده، بلکه نکته در اینجاست: چگونه می‌توانیم با حرکتی دیالکتیکی میان مکان‌ها و زمان‌ها، حافظه مکان‌ها را در قالب تاریخ بشناسیم، تاریخ نه چون امور سپری شده بلکه به هیات سفری به اتمام نارسیده.» نوروزی به وین، بوداپست، براتیسلاوا، پراگ، برلین، آمستردام، پاریس، بارسلون و توسکانی سفر کرده و درباره مواجهه‌اش با آدم‌ها، راه‌ها و مکان‌ها نوشته است. او پیش از این رمان بطالت را نوشته و مترجم کتاب‌های سفر به اتاق کتابت نوشته پل استر، حق‌السکوت چندلر، شش مسئله برای دن ایسیدرو پارودی نوشته بورخس، تانگو نوشته مروژگ و اسلاوی ژیژک نوشته مایزر است.«سفر با حاج سیاح» 160 صفحه و قیمتش 6500 تومان است.

منبع: روزنامه بهار

آوازهای کوچکی برای ماه - 2

ترجمه: گلاره جمشیدی

هفت سال نامه‌نگاری بین گوستاو فلوبر نویسنده بزرگ فرانسوی با ژرژ ساند بانوی نویسنده‌ای که یکی از چهره‌های پیشرو و هنجارشکن جامعه روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می‌آمد یکی از بهترین اسناد برای شناخت روحیات این دو نویسنده و روزگارشان است. دوستی عمیق فلوبر و ساند هم رنگ و بوی عاشقانه دارد و هم برپایه احترام و درکی عمیق شکل گرفته؛ نامه‌های زیر از دوره‌ای انتخاب شده که فلوبر مشغول نوشتن رمان «تربیت احساسات» است. در این نامه‌ها ساند و فلوبر درباره چهره‌های ادبی مهمی مثل تورگنیف، سروانتس و سنت بوو اظهارنظر می‌کنند. متن کامل این نامه‌ها به نام آوازهای کوچکی برای ماه از جانب نشر افق در دست انتشار است.

به گوستاو فلوبر، در کرواسه
نوهان، 17 ژانویه 1869

حال شخصی با نام ژرژ ساند خوب است و از زمستان فوق‌العاده‌ای که بر «بری» حکمرانی می‌کند، لذت می‌برد، دسته دسته گل می‌چیند، موارد جالب و غیرمتعارف گیاه‌شناسی را یادداشت می‌کند، شنل و بالاپوش برای عروسش و لباس برای عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی می‌دوزد، صحنه را آماده می‌کند، به عروسک‌ها لباس می‌پوشاند، موسیقی را بررسی می‌کند و با همه اینها، ساعت‌ها با اورور کوچولو که کودک اعجاب‌انگیزی است وقت می‌گذراند.
هیچ‌کس در زندگی خانوادگی‌اش، شادتر و آرام‌تر از این ترابادور پیر بازنشسته نیست. او که گاه گاه آوازهای کوچکی برای ماه می‌خواند، بی‌هراس از خوب یا بد خواندن، فی‌البداهه، قطعه‌هایی می‌خواند که به ذهنش می‌دوند و باقی اوقات را با لذت تمام وقت می‌گذراند. البته روزگار برایش همیشه چنین دلپذیر نبوده است. او در جوانی حماقت‌هایی هم داشت، اما چون نه بدی کرد، نه احساسات شرورانه‌ای داشت و نه به بطالت زیست، حالا شاد است و آرام و می‌تواند با هر چیزی سرگرم تفریح شود.
من به هیچ عنوان از قضیه سن بوو چیزی نمی‌دانم. یک دوجین روزنامه گرفتم و به تمام‌شان مراجعه کردم، اما اگر لینا که گهگاه اخبار مهم را برایم می‌گوید، نبود، من حتی نمی‌دانستم که ایزیدور هنوز زنده است.
سن بوو خیلی تندمزاج است و در مورد آرا و عقاید، چنان شکاک تمام‌عیاری است که من هرگز از اعمالی که از او سر می‌زد متحیر نمی‌شدم. البته همیشه چنین نبود، دست‌کم به این اندازه. من او را بسیار ساده‌لوح‌تر و جمهوری‌خواه‌تر از آن دوران خودم می‌دانم. لاغر و پریده‌رنگ بود و آرام؛ انسان‌ها چقدر تغییر می‌کنند! استعداد، دانش و ذهنش به شدت رشد کرده، اما من شخصیت سابقش را بیشتر دوست داشتم. هنوز هم خوبی‌های زیادی در او هست، همچنین عشق و احترام به ادبیات؛ او در عرصه نقد آخرین خواهد بود. نقد صحیح، پس از او از بین خواهد رفت. شاید هم دیگر دلیلی برای وجودش در میان نیست. تو چه فکر می‌کنی؟
چنان‌که پیداست، کتاب‌های آن دهاتی بددهن را می‌خوانی. من به سهم خودم از او دوری می‌کنم.
خیلی خوب می‌شناسمش. من بریکون دسپرونو را که یک روستایی است، اما دهاتی بددهن نبوده و نیست دوست دارم، حتی وقتی که هیچ محلی نزد کسی نداشت؛ کلمه بددهن داستان خودش را دارد. انحصارا برای بورژواها ساخته شده، نه؟ 90‌درصد از زنان طبقه متوسط روستایی، به شدت بی‌نزاکت هستند (چرب‌زبان و بددهن)؛ با وجود چهره‌های زیبایی که باید حاکی از غرایز لطیف باشد. انسان وقتی پایه‌ای عمیق از عزت نفس را در این خانم‌های قلابی می‌بیند، حیرت‌زده می‌شود. زن دیگر کجا پیدا می‌شود؟ او در جامعه دارد تبدیل به موجودی غریب می‌شود.
شب بخیر، ترابادور من: دوستت دارم و به گرمی در آغوش می‌فشارمت؛ موریس هم همین‌طور.
ژ. ساند

منبع: روزنامه بهار

حسام مظاهری «مأمور سیگاری خدا» را معرفی کرد



محسن حسام ‌مظاهری
در گفتگو با خبرنگار مهر، از انتشار اثر تازه‌ای از خود با عنوان مأمور سیگاری خدا از سوی نشر افق خبر داد و گفت: این کتاب محصول چندین سال فعالیت من در حوزه پژوهشگری علوم اجتماعی است و در واقع داستان‌هایی واقعی را روایت می‌کند که برگرفته از گفتگوهای مردم در محیط‌های عمومی به ویژه تاکسی‌هاست که توسط من ضبط شده و به صورت مستند مورد استفاده قرار گرفته است.

ادامه نوشته

من ژانت نیستم یکی از شانس‌های اول جایزه‌ی هفت‌اقلیم



من ژانت نیستم نوشته‌ی محمد طلوعی به عنوان یکی از شانس‌های اول جایزه‌ی هفت اقلیم در بخش مجموعه‌داستان معرفی شده است.

این کتاب از سوی نشر افق منتشر شده است و درصورت‌تمایل، می‌توانید آن را از فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) تهیه کنید.

منبع: این‌جا

آوازهای کوچکی برای ماه - 1




ترجمه: گلاره جمشیدی

هفت سال نامه‌نگاری بین گوستاو فلوبر نویسنده بزرگ فرانسوی با ژرژ ساند بانوی نویسنده‌ای که یکی از چهره‌های پیشرو و هنجارشکن جامعه روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم به شمار می‌آمد یکی از بهترین اسناد برای شناخت روحیات این دو نویسنده و روزگارشان است. دوستی عمیق فلوبر و ساند هم رنگ و بوی عاشقانه دارد و هم برپایه احترام و درکی عمیق شکل گرفته؛ نامه‌های زیر از دوره‌ای انتخاب شده که فلوبر مشغول نوشتن رمان «تربیت احساسات» است. در این نامه‌ها ساند و فلوبر درباره چهره‌های ادبی مهمی مثل تورگنیف، سروانتس و سنت بوو اظهارنظر می‌کنند. متن کامل این نامه‌ها به نام آوازهای کوچکی برای ماه از جانب نشر افق در دست انتشار است.


به ژرژ ساند

شبِ سن سیلوستر، ساعت یک بامداد 1868

چرا نباید سال 1869 را با این آرزو برای تو و عزیزانت که «سال نو مبارک‌تان باد» آغاز کنم؟ این کار منسوخ شده، اما برای من دلنشین است. خب، حالا بیا حرف بزنیم.
نه، من برآشفته نیستم و هیچ گاه بهتر از این نبوده‌ام. در پاریس مرا «پرطراوت، مثل دختری جوان» می‌خواندند و کسانی که از نحوه زندگی‌ام بی‌خبرند، آن را حمل بر سلامت ناشی از آب و هوای ییلاق می دانستند. اینها عقاید عامه هستند. بدن هرکسی اسلوبی دارد. در مورد من، وقتی گرسنه نیستم، تنها چیزی که می‌توانم بخورم، نان خشک است و غیرقابل هضم‌ترین مواد، مثل سیب‌های درون شراب ترش سیب و گوشت نمک سود، چیزهایی هستند که معده‌دردم را درمان می‌کنند. کسی که خصوصیات متعارف ندارد، نباید برای زندگی مطابق قواعد متعارف تلاش کند.
شوریدگی‌ام نسبت به کار را می‌توانم با حمله تب‌خال مقایسه کنم. من وقتی که گریه می‌کنم، خودم را می‌خارانم. همزمان هم لذت دارد و هم عذاب. من کارهای دلخواهم را انجام نمی‌دهم! چراکه انسان خودش موضوعات را انتخاب نمی‌کند، بلکه این موضوعات‌اند که خود را به شخص تحمیل می‌کنند. آیا من روزی سوژه خودم را خواهم یافت؟ آیا ایده‌ای متناسب با طبعم از آسمان‌ها فرو خواهد افتد؟ آیا خواهم توانست کتابی بنویسم که قلب و روح خود را در آن جاری سازم؟ در لحظات خیره‌سری‌ام، حس می‌کنم که در حال به چنگ آوردن بارقه‌ای هستم از رمانی حقیقی. اما پیش از آن، سه، چهار تای دیگر هم برای نوشتن در اختیار دارم (که به علاوه خیلی هم مبهم‌اند و پیچیده) و با سرعتی که من پیش می‌روم، اگر این سه، چهار تا را بنویسم، بهترین کاری است که می‌توانم انجام دهم. من مثل آقای «پرادوم» هستم، که فکر می‌کند زیباترین کلیسا آن است که همزمان مناره کلیسای استراسبورگ، ستون‌های سن پیترز، رواق پارتنون و... را با هم داشته باشد. من آرمان‌های متناقضی دارم و بعد، شرمساری، دودلی و ناتوانی.
اینکه آیا این «محدودیت» که من خود را به آن محکوم کرده‌ام، ممکن است از روی «سرخوشی» باشد، باید بگویم که نه. اما چه می‌توانم بکنم؟ سرمست شدن با جوهر و مرکب، بسیار ارزنده‌تر است از مست شدن با شراب. الهه شعر، با همه سرکشی‌اش، کمتر از یک زن دردسرساز است. نمی‌توانم این دو را با هم هماهنگ کنم. باید انتخاب کرد و انتخاب من مدت‌ها پیش انجام شده. فقط مسئله شور و احساسات باقی می‌ماند که همیشه خادمین من بوده‌اند؛ حتی در عنفوان جوانی‌ام. درست همان‌طور که می‌خواستم به کارشان گرفته‌ام. حالا به 50سالگی رسیده‌ام و تب و تاب‌شان، آزارم نمی‌دهد.
چنین پرهیزی هیچ جالب نیست، من هم موافقم. در این شیوه زندگی لحظاتی وجود دارد سرشار از کسالتی مهیب و پوچ. اما هرچه پا به سن بگذاری، آن هم به تناسب بیشتر و بیشتر رنگ می‌بازد. به طور خلاصه، «هستی» در نگاه من مشغله‌ای است که من برایش ساخته نشده بودم و هنوز هم...!
سه روز در پاریس ماندم، برای جست‌وجوی اطلاعات و انجام کارهایی در مورد کتابم. جمعه پیش آنچنان خسته و فرسوده بودم که ساعت هفت بعدازظهر به رختخواب رفتم. عیاشی‌های جنون‌آمیز من در پایتخت این‌گونه است.
گونکور‌ها (Goncourts-برادران گونکور: ادموند (1896-1822) و ژولز (1870-1830) نویسندگان ناتورالیست فرانسوی-م) را دیدم در حالی‌که نظرشان نسبت به کتابی با عنوان «داستان زندگی من» اثر ژرژ ساند، با تحسینی شورانگیز همراه بود. و این ثابت می‌کند سطح سلیقه‌شان نسبت به یادگیری‌شان بالاتر است. آنها حتی می‌خواستند تمام تحسین و تقدیرشان را در نامه‌ای برایت بیان کنند. او فیدو (Ernest-Aimé Feydeau، 1873-1821، نویسنده فرانسوی-م) را با شاتوبریان مقایسه می‌کند، «جذامی شهر ائوست» (Lepreux (de la cité d’Aoste، رمانی اثر خاویر دومستر نویسنده فرانسوی، (Xavier de Maistre 1852-1763 -م) را بسیار تحسین می‌کند و دون کیشوت را ملال‌آور می‌داند و...

توجه کرده‌ای که شور ادبی چقدر کم شده است؟ آگاهی از زبان، باستان‌شناسی، تاریخ و...، تمام اینها اگرچه باید به کار گرفته شوند، اما و اما! به هیچ‌وجه! مردم به اصطلاح روشنفکر، مدام نسبت به هنر بی‌کفایت‌تر می‌شوند. حتی مفهوم هنر از آنها می‌گریزد. تفسیر و تاویل از متن برایشان مهم‌تر است. آنها به عصای زیر بغل بیشتر از پاهای خودشان توجه می‌کنند.

منبع: روزنامه بهار

«جایی که کوه بوسه می‌‌زند بر ماه» منتشر شد




جایی که کوه بوسه می‌‌زند بر ماه نوشته‌ی گریس لین با ترجمه‌ی پروین علی‌پور از سوی نشر افق منتشر شد.

داستان این کتاب پرکشش و چند لایه است؛ لایه‌ی رویی آن بسیار راحت و قابل‌فهم است، ولی در آن نکته‌های بسیاری هم برای مخاطب بزرگ‌سال نهفته است.

قهرمان این داستان دختری به نام مین لی است که در روستایی زندگی می‌کند. کوهی بی ثمر و رود سبز این روستا را احاطه کرده‌اند. این دختر با پدر و مادرش زندگی فقیرانه‌ای دارند. مادر مین لی هر شب از اقبال سیاه خود شکوه می‌کند و ناله سر می‌‌دهد. پدر مین لی هم هر شب برای او داستان می‌گوید، ولی مادرش از این موضوع هم ناراضی است و مُدام گله می‌کند و از همسرش می‌خواهد ذهن دخترک را با داستان‌‌های باورنکردنی پر نکند. برای این‌که داستان‌های خیالی نمی‌توانند چیزی را تغییر دهند. بااین‌حال، مین لی در فکر این بود که سرنوشت خانواده‌‌اش را عوض کند و این فکر باعث می‌شود که او قدم در راهی پرماجرا بگذارد و ....

گریس لین، نویسنده‌ای این کتاب، اصلیتی تایوانی دارد و پدر و مادرش از مهاجرانی بودند که به آمریکا سفر کردند. درحال‌حاضر، لین تبعیت آمریکایی دارد، ولی اصلیت خودش را هم فراموش نکرده و با افسانه‌‌های کشورهای شرقی مانند چین نیز آشناست. در این رُمان، او با دستمایه قرار دادن چنین اطلاعاتی داستانی دوست‌داشتنی، جذاب و خواندنی نوشته است.

دوستان عزیز، شما می‌توانید برای تهیه‌ی این رُمان خواندنی به فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) مراجعه کنید.

نگاهی به کتاب «آلیس» اثر یودیت هرمان



حمیدرضا امیدی سرور
؛ اثری است جذاب، تازه و با طراوت که این ویژگی‎های اثر او نه تنها به دلیل پرداختن به مسائل و دغدغه‎های امروز که به دلیل سبک مدرن او نیز هست. سبکی که در عین ویژگی‎های برشمرده برای آن، گاه از زبانی تصویری و زنده نیز برخوردار می‎شود.
ادامه نوشته

امیرحسین خورشیدفر به کتاب افق می‌آید

امیرحسین خورشیدفر، روزنامه‌نگار و نویسنده، به فروش‌گاه کتاب افق می‌آید. 

داستانی از اولین روزهای زمین، ‌پسری که هیچ ستاره‌ای نداشت، باران، ‌روزی که آسمان شکست و ‌زندگی مطابق خواسته تو پیش می‌رود از کتاب‌هایی هستند که به قلم آقای خورشیدفر منتشر شده‌اند. آخرین کتابِ او، زندگی مطابق خواسته‌ی تو پیش می‌رود، یکی از مجموعه داستان‌های مطرح سال‌های اخیر بود که توسط نشر مرکز منتشر شد و برنده‌ی جایزه‌ی گام اول، جایزه‌ی روزی روزگاری، جایزه‌ی مهرگان و جایزه‌ی هوشنگ گلشیری شد.

برای گفت‌وگو و دیدار با امیرحسین خورشیدفر می‌توانید شنبه، هجدهم آذرماه، از ساعت چهار تا شش بعدازظهر به فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) مراجعه کنید.

عکس از cheshmeh.ir

با هم کتاب بخوانیم - 19

«دوست داشت به چاک چاک ماشین تحریر من گوش کند که از اتاق مطالعه می‌آمد. می‌گفت صدایی آرام‌بخش است، مثل گوش دادن به فکرهای من؛ هر چند نمی‌دانم صدای فکر کردن من چگونه می‌تواند یکی را آرام کند، کاملاً برعکس.»



دریا
نوشته‌ی جان بنویل، ترجمه‌ی اسدالله امرایی، نشر افق، چاپ دوّم، قیمت 4500 تومان

فرمانروایان فرومایه به راویتِ تری دیری


«تاریخ ترسناک» اثر تری دیری نویسنده مطرح ایرلندی برای نوجوانان است که پیش از این ۶ جلد آن (انقلاب‌های پر هیاهو، انقلاب‌های فرانسه، جنگ فجیع جهانی اول، جنگ وحشتناک جهانی دوم، آمریکا، امپراتوری بی‌خرد بریتانیا) توسط نشر افق و با ترجمهٔ مهرداد تویسرکانی وارد بازار کتاب شده‌اند.

 «فرمانروایان فرومایه» جلد هفتم مجموعه‌ی «تاریخ ترسناک» است که در معرفی آن آمده است: «فرمانروایان فرومایه برایتان از زشت‌ترین جنبه‌های نفرت انگیز‌ترین رهبران تاریخ می‌گوید. از تزارهای ترسناک و امپراتورهای عوضی گرفته، تا شاهان دیوانه و ملکه‌های مجنون. مردم تمام دنیا قرن‌ها از دست فرمانروایانشان زجر کشیده‌اند؛ افرادی صاحب قدرت که اکثریتشان یا دیوانه بوده‌اند یا بدذات. آن‌ها به ندرت آدم‌های خوب و درستکاری بوده‌اند. تاریخ با یک مشت آدم عوضی!. تاریخ هرگز این چنین ترسناک نبوده است!

حالا آیا دوست دارید بدانید که... کدام فرمانروا مقام کاهن اعظم را به یک الاغ داد؟! کدام یکی خودش را با خوردن یک کلاغ خفه کرد؟! و کدامشان پیروزی را با خوردن کله دشمنانش جشن گرفت؟!
 
پس بخوانید تا بفهمید کدام رییس جمهورِ قدرت پرست هنوز هم از داخل گور حکومت می‌کند و کدام زورگو به برده بدبختش دستور داد تا برایش ۵۰۰ کیلو تار عنکبوت جمع کند. هم چنین چنگیز مغول مرگبار را بشناسید و حدس بزنید که ایوان مخوف واقعا چه قدر خوف ایجاد می‌کرد.»
 
 «رومی‌های بی‌رحم» هم جلد هشتم از مجموعه‌ی «تاریخ ترسناک» است که در معرفی آن آمده است: «تاریخ با یک عالم جسد تکه و پاره هرگز این چنین ترسناک نبوده است! رومی‌های بی‌رحم حقایق هولناک پشت صحنه عظیم‌ترین امپراتوری تاریخ را برایتان آشکار می‌کند. از دوقلوهای ترسناکی که امپراتوری روم را بنا گذاشتند، تا امپراتورهایی که آدم کشی را به ورزش و سرگرمی تبدیل کردند.
 
حالا آیا می‌خواهید بدانید که... کدام امپراتور خوراک کوهان ش‌تر دوست داشت؟ چرا نشستن یک گاو روی بام خانه برایتان بدشانسی می‌آورد؟! اسم اله نگهبان لولای درِ خانه‌های رومی چه بوده؟
 
پس بخوانید تا علاوه بر این‌ها، اطلاعات بیشتر و تهوع آوری دربار جنایت‌های کولوسئوم و انسان‌ها و جانورانی که در آن مکان قتل عام شدند، کسب کنید. با جیغ زنان از زندگی حقیقی سربازان رومی فرار کنید و با تعریف حقایق دل خراش و ناخوشایند در مورد رومی‌ها، معلمتان را دچار حمله عصبی کنید.
 
 «فرمانروایان فرومایه» در ۱۷۶ صفحه و با قیمت ۶ هزار و ۵۰۰ تومان و «رومی‌های بی‌رحم» در ۱۲۸ صفحه و با قیمت ۵ هزار و ۵۰۰ تومان پاییز امسال (۱۳۹۱) با شمارگان ۲ هزار و ۲۰۰ نسخه توسط نشر افق وارد بازار کتاب شده‌اند.

منبع: Story Land

قیدار

من همیشه به تصمیم اول، احترام می‌گذارم. تصمیم اولی که به ذهنت می‌زند، با همهٔ جان گرفته می‌شود. تصمیم دوم، با عقل، و تصمیم سوم با ترس... از تصمیم اول که رد شدی، باقی ش مزه‌ای ندارد... بگذار وعظ کنم برای تکهٔ تنم.... من به این وعظ، مثل کلام خود خدا اعتقاد دارم. فقط به یک چیز در عالم موعظه‌ات می‌کنم، تصمیم اول را که گرفتی، باید بلند شوی و بروی زیر یک خم ش را بگیری... تنها یا با دیگران توفیر نمی‌کند. باید بلند شوی و فن بزنی.... بی‌چون و چرا.... بعد از فن زدن، می‌نشینی و به ش فکر می‌کنی و دور و برش را صاف می‌کنی....

رضا امیرخانی؛ قیدار صص ۳۰-۳۱؛ چاپ چهارم؛ نشر افق

انتخاب پری نویسنده‌ی وبلاگ دفتر یادداشت من

دعوت به خواندنِ کتاب «سفر با حاج سیاح»



از سفرها ماه کیخسرو شود
بی سفرها ماه کی خسرو شود.

مثنوی معنوی- دفتر سوم

این‌روزها عجیب حال و هوای سفر دارم. حالا خرده‌درآمدی هم دارم و بسیار به سفر فکر می‌کنم. نمی‌دانم این شوق که پیش از این هم وجود داشت چطور یک‌هو گُر گرفت و به بالا رفت و حالا جسارت این‌را به من داده که بی جایی و مکانی و تجربه‌ای کوله‌بارم را به‌دوش بگیرم و راه بیفتم. البته اگر تجربه‌ای بود که دیگر سفر ضرورتی نداشت و یا دست‌کم این‌قدر ضروری نمی‌نمود. شاید این میل به‌خاطر روایت‌هاست: کتاب سفر با حاج سیاح که به‌تازگی چاپ شده و سفرنامه احسان نوروزی به اروپاست، یکی از این روایت‌‌های زنده و جان‌دار است. نوروزی البته بیشتر اوقات یک توریست است و نه یک مسافر، که این‌دو برای من بسیار متفاوت‌ اند و من بیشتر دوست دارم یک مسافر باشم.
این پاراگراف، شروعِ یادداشتِ نویسنده‌ی وبلاگ سال صفر است. خوش‌حال‌ایم که کتاب سفر با حاج سیاح در بیست روز نخستِ چاپ موردتوجه‌ دوستان عزیز قرار گرفته است و چه‌ خوب که وقت می‌گذارید و درباره‌ی تجربه‌ی لذتِ‌بخشِ خواندن می‌نویسید. چند روز قبل هم، به نوشته‌ی آنا نویسنده‌ی وبلاگِ رؤیایِ تفاوت اشاره کرده بودیم که این کتاب را داغِ داغ تهیه کرده و خوانده بود.
دیروز هم حسین جاوید یادداشتی را درباره‌ی سفر با حاج سیاح در وبلاگ کتابلاگ منتشر کرد و نوشت که این کتاب از خوش‌خوان‌ترین و به‌ترین کتاب‌های منتشرشده در این روزهاست. یقین دارم از این کتاب استقبال خوبی خواهد شد و به چاپ‌های مکرر خواهد رسید. پس اگر به خواندن سفرنامه علاقه‌مندید، پیش از آن که مجبور شوید چاپ‌های بعدی کتاب را به قیمت‌های بالاتر بخرید، لذت هم‌سفری با حاج سیاح و احسان نوروزی را غنیمت بشمارید.

علاوه‌بر حسین جاوید، آقای حسن محمودی هم در روزنامه‌ی فرهیختگان یادداشتی درباره‌ی این کتاب نوشته و تأکید کرده است «سفرنامه‌ حاج سیاح جدای از وجه مهم سفرنامه‌نویسی‌اش، متن مهمی است در زبان فارسی و امروز می‌توان از آن به عنوان یکی از شاهکارهای نثر فارسی در زمانه خود یاد کرد. سفرنامه احسان نوروزی، گرچه زبانی شسته و رفته دارد، اما آنچه برای مخاطب امروز ارزشمند است، تصویری است که او از یک جوان تحصیلکرده و مدرن ایرانی در روزگار ما در مواجهه با اروپا به دست می‌دهد. در این میان نباید از شخصیت خود راوی غافل ماند که به مثابه شخصیت اول‌شخص یک رمان عمل می‌کند و سفر با حاج سیاح را به متنی داستانی نیز نزدیک می‌کند. شاید این بعد از کتاب است که سفرنامه احسان نوروزی را از اهمیت بیشتری برخوردار می‌کند.»

متن کامل این دو یادداشت را می‌توانید در ادامه‌ی مطلب بخوانید. برای تهیه‌ی کتاب هم کافی‌ست به فروش‌گاه کتاب افق (خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو) مراجعه کنید.

ادامه نوشته

پُرفروش‌های «کتاب افق» در هفته‌‌ای که گذشت

:: از دوشنبه ششم شهریورماه تا پنج‌شنبه نهم شهریورماه

1.    چند ورقه مه، رضا جمالی حاجیانی، نشر چشمه، 4000 تومان
2.    تو مشغول مردن‌ات بودی، ترجمه‌ی محمدرضا فرزاد، انتشارات حرفه هنرمند، 9500 تومان
3.    ایران؛ جامعه کوتاه‌مدت، محمدعلی همایون کاتوزیان، ترجمه‌ی عبدالله کوثری، نشر نی، 4800 تومان
4.    گزیده‌ی منظومه‌ی افسانه شاعر گمنام، محمدعلی سپانلو، نشر افق، 3800 تومان
5.    اگنس، پیتر اشتام، ترجمه‌ی محمود حسینی‌زاد، نشر افق، 3800 تومان
6.    اندازه‌گیری دنیا، دانیل کلمان، ترجمه‌ی ناتالی چوبینه، نشر افق، 10500 تومان
7.    قیدار، رضا امیرخانی، نشر افق، 9000 تومان
8.    سرزمین نوچ، کیوان ارزاقی، نشر افق، 9000 تومان
9.    من ژانت نیستم، محمد طلوعی، نشر افق، 3200 تومان
10.    مرشد و مارگریتا، میخائیل بولگاکف، ترجمه‌ی عباس میلانی،  انتشارات فرهنگ نشر نو، 10000 تومان

گپ و گفت درباره‌ی «من ژانت نیستم»

گزارش تصویری (نه)



مراسم روز امضای کتاب چشم در چشم، زندگی و خاطرات آمنه بهرامی‌نوا به قلم مهدی سجودی

فروش‌گاه کتاب افق - 9 آذرماه 1391