تام لی‌كلیر

آلمان چه كشور شگفت‌انگیزی باید باشد. «اندازه‌گیری دنیا» كه چندان بزرگ‌تر از یك رمان امریكایی قطع رقعی به قلم «تامس پینچون» نیست، جای نویسندگانی چون «جی. كی. رولینگ» و «دن براون» را در بالای فهرست پر‌فروش‌های آلمان گرفت. همچون «پینچون» جوان، «دانیل كلمان» و موضوع رمانش- آلمان اوایل قرن 19 و دو دانشمند به نام‌های الكساندر فن همبولت و كارل گاوس- او را چیزی در مایه‌های یك نابغه می‌توان در نظر گرفت. او در سن 31 سالگی یك مجموعه مقاله و پنج كتاب دیگر تالیف كرده است. «اندازه‌گیری دنیا» نخستین كتاب اوست كه به انگلیسی ترجمه شده است. همچون رمان «پینچون» درباره «میسون» و «دیكسون»، «اندازه‌گیری دنیا» كتابی خوش‌خوان است، اما با برخی تفاوت‌ها. رمان با ملاقات دو دانشمند در سال 1828 شروع می‌شود (زمانی كه هومبولت 59 و گاوس 51 ساله است) و بعد فلاش‌بكی می‌زند به زندگی مستقل آنها و به شكلی زندگی‌نامه‌یی در فصول مجزا سیر عمر آنها را پی می‌گیرد. «هومبولت» در پروس زندگی می‌كند، از دهانه آتشفشان پایین می‌رود، به جنگل آمازون سفر می‌كند و ارتفاع بلندترین قله امریكای جنوبی را برای اندازه‌گیری‌های فیزیكی خود می‌سنجد.

«گاوس» در زادگاهش «گوتینگن» می‌ماند، می‌اندیشد و راهش را به قلمروی شگرف ریاضیات باز و فضا را منحنی‌شكل تجسم می‌كند. دوسوم كه از كتاب می‌گذرد، «كلمان» بازگشتی دارد به سال 1828. او چهار فصل درباره همنشینی شخصیت‌هایش در برلین می‌نویسد و بعد به طور مادی آنها را از هم جدا می‌كند، اما آنها همچنان تا پایان عمرشان كه پایان رمان هم هست، و حتی با شدتی بیشتر از گذشته در ذهن یكدیگر حضور دارند. «گاوس» به خطوط موازی ملاقات ذهنی باور دارد. شیوه‌ نگارش «كلمان» به گونه‌یی است كه به وضوح می‌توانیم فرم‌های مختلف اندازه‌گیری دنیا را علاوه بر فرم داستانی آن ملاحظه كنیم.

فصول مربوط به «هومبولت» - به خاطر مخاطرات فیزیكی كارهایش، نباتات عجیب و غریب، و برخورد كوتاهش با شخصیت‌هایی چون گوته و جفرسون- حامل هیجان روایی بیشتری است. تصویر كردن ذهنیت یك ریاضیدان خانه‌نشین چالش‌برانگیزتر است اما «كلمان» برای نشان دادن صلبیت نبوغ و دیدگاه غریب گاوس به اندازه كافی از فیزیك و جغرافیا حرف می‌زند، بی‌آنكه خوانندگان زیادی را از دست دهد. از طریق رفتار دو مرد نسبت به هم، «كلمان» نه تنها تضاد استقرایی و قیاسی، یا تجربی و تجسمی آنها را نشان می‌دهد، بلكه نشان می‌دهد كه چگونه این روش‌ها به طریقی بسیار متفاوت و به شكلی غیر‌منتظره حساسیت‌هایی مشابه دارند. هومبولت وقتی كه مادرش می‌میرد به‌شدت ملتهب می‌شود و پروس را ترك می‌گوید. مادر گاوس در 22 سال پایانی عمرش با او زندگی می‌كند.

هرچند هومبولت و گاوس شخصیت‌هایی بلند‌پرواز و بسیار جدی هستند، «كلمان» آنها را غالبا شخصیت‌هایی طنزآمیز جلوه می‌دهد. شكایت گاوس از دردهای جسمانی و رفتارهای نا‌بخردانه به طور مستمر سرگرم‌كننده هستند. مقاومت هومبولت در مقابل زنان و توهین‌های بلاهت‌آمیزش به دیگران به همان اندازه مفرح هستند. دیالوگ‌های دانشمندان با افراد كم‌دانش‌تر و حتی با یكدیگر غالبا همانند دیالوگ‌های «در انتظار گودو» غیر‌منطقی هستند. «كلمان» اعتبار فراوانی به كشف‌های شخصیت‌هایش می‌بخشد. آنها دو دانشمند مشهور عصر خود بودند، اما رفتار «كلمان» پرسوناهایی قدر و انسانی به آنها می‌دهد. «كلمان» درگیر گیجی گاوس درباره آمارها و علاقه‌اش به روح‌گرایی می‌شود و بر این باور است كه هومبولت ممكن است در بسیاری از كارهای خود اغراق كرده باشد. با این شخصیت‌های آینه‌یی نه چندان دور، «كلمان» به طور مفیدی یادآورمان می‌شود كه نابغه‌های جهان آن دوران و سنجش‌هایشان از دنیا می‌تواند تاریخ‌گذشته و منسوخ باشد و امروزه برای مردمی كه در قرون بعد از آن به سر می‌برند، مضحك جلوه كند.

«كلمان» قدری درباره بازی‌اش با تاریخ و قدرت آگاهانه عمل می‌كند. او اعتراض هومبولت را ذكر می‌كند، درباره رمان‌هایی كه در میان افسانه‌ها سرگردانند چون مولف ابداعات قلابی خودش را به نام‌های پرسوناژهای واقعی تاریخی گره می‌زند. «كلمان» به عنوان یك ستاینده رئالیسم جادویی برداشت‌های آزادی از زندگی‌نامه‌ها دارد. برای مثال، تصویری كه از پسر گاوس – در هیات یك آدم ابله- ارائه می‌دهد، دور از حقیقت است و شاید برای ایجاد توازی با دستیار وفادار-اما بی‌تفاوت- هومبولت خلق شده است.

«كلمان» همچنین یكی دیگر از رفقای هومبولت را رها می‌كند: كارلوس مونتیفر. شاید به خاطر ساختار دوگانه دانشمند و دنباله‌روی این شخصیت. وقتی هومبولت و دستیارش چیزی را می‌بینند كه به نظرشان یك بشقاب پرنده است، خوانندگانی كه به دنبال خواندن زندگی‌نامه هستند نباید از تفاوت چشمگیر میان كاراكتر و پرسوناژ جا بخورند.

منبع: ایندیپندنت
به نقل از روزنامه‌ی بهار