خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پارهوقت
اسدالله امرایی: «قبل از هرچیز بگویم. من فهمیدم که از بیشتر بچههای سفیدپوست زرنگترم. البته چندتایی دختر و یک پسر بودند که اینشتینهای کوچولو بودند و من هیچجوری زرنگتر از آنها به حساب نمیآمدم اما از ۹۹ درصد بقیه زرنگتر بودم. نه اینکه سرخپوست زرنگتری باشم. خب؟ زرنگ بودم بدون اما و اگر...» شرمن آلکسی نویسنده سرخپوست آمریکاییست که نخستین بار در مجله گلستانه معرفی شد و بعد تک داستانهایی از او به قلم مترجمان مختلف چاپ شد. یک داستان او هم در مجموعه داستانهای نیویورکر با ترجمه لیلا نصیریها در انتشارات مروارید منتشر شد و اینک «خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پارهوقت» را رضی هیرمندی مترجم خوش ذوق و خوش قلم در نشر افق منتشر کرده. مجموعه داستان «رقصهای جنگ» این نویسنده هم با ترجمه مجتبی ویسی در انتشارات مروارید منتشر شده است. «گوش درونیام دامدام صدا میکرد. چند سوسک در سر من جولان میدادند؟ دکترم گفت: باید از گوش و مغزت امآرآی بگیریم تا شاید بفهمیم چه اتفاقی برایت افتاده است. شاید؟ این کلمه مرا به وحشت انداخت. مگر چه بلایی سر کله نکبت من آمده است؟ نکند آببندهای مغزم ویران شده باشد؟ آیا قرار است در سرم سیل راه بیفتد؟»
منبع: روزنامهی فرهیختگان
منبع: روزنامهی فرهیختگان
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:0 توسط کتاب افق
|
نشانی: تهران، خیابان انقلاب، کنار سینما سپیده، سر کوچه اسکو