شعرخوانی در شهریور - 13

بدون اطلاع قبلی
دم در بیمارستان شهید می‌شوم
نگهبانی دست مرا می‌گیرد
و به سمت بهشت می‌برد
به غرفه‌های ستاره و گل
قدم می‌نهم
جام‌های بهشتی
یکبارمصرف است
سیگاری روشن می‌کنم
و خاکسترش را در ملکوت می‌تکانم
سکوت می‌شکند
مومنان از زیارت هم جا می‌خورند
جام پنجره‌ها
لبریز از سوال
روی دست کنجکاوی‌ها چرکین می‌شود
فرشته من ساعت می‌زند
و نگهبان بدون اطلاع قبلی
از پیروزی شیعیان جنوب لبنان
حراست می‌کند
ایندرال، آدرنالین، منشاوی، آرنولد...
خسته‌ام از بازیگوشی
میان خیابان
و عبور از خط‌کشی‌های منطقه‌دار
هستی
حس می‌کنم حوصله‌ی مرا ندارد
در کنار ستاره و گل
سرم به چارچوب‌های خیالی می‌خورد
بدون اطلاع قبلی
دم در بیمارستان شهید می‌شوم
و در حاشیه میدان شهدا
فرشته‌ی جوانی در دل آه می‌کشد
و آرزوهای گرسنه مرا بدرقه می‌کند...

حسن حسینی
به نقل از کتاب گنجشک و جبرئیل. نشر افق


برچسب‌ها: حسن حسینی, گنجشک و جبرئیل, نشر افق, شعر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 22:59  توسط کتاب افق  | 

شعرخوانی در شهریور - 9

سکوت
سنگین و پرهیاهو
درهم می‌شکست
گلوی شورشی تو
بر یال ذوالجناح باد
شتک می‌زد
علقمه _سرخ و سیراب_
در زیر زانوان تو می‌غلتید
و خورشید
بر کوهان کوه‌های برهنه
به اسارت می‌رفت...


حسن حسینی
به نقل از کتاب گنجشک و جبرئیل. نشر افق


برچسب‌ها: حسن حسینی, گنجشک و جبرئیل, نشر افق, شعر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 21:44  توسط کتاب افق  | 

شعرخوانی در شهریور - 8

کرانه‌ای
به ترانه‌ای
غروب گرداب را
در خواهد نوردید
و آستین منطقی ساحل
به لبخندی فاتح
برهان قاطع کوسه‌ها را
باطل خواهد کرد
اندیشه عمیق رهایی
اندیشه نجات
چون قایقی شکسته و موهوم
در ذهن می‌گذشت

حسن حسینی
به نقل از کتاب گنجشک و جبرئیل. نشر افق


برچسب‌ها: حسن حسینی, گنجشک و جبرئیل, نشر افق, شعر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 3:59  توسط کتاب افق  | 

شعرخوانی در شهریور - 7

آینده‌ی آسمان تاریک بود
و تکلیف ابرها را
کبریت هیچ صاعقه
روشن نمی‌کرد


حسن حسینی
به نقل از کتاب گنجشک و جبرئیل. نشر افق


برچسب‌ها: حسن حسینی, گنجشک و جبرئیل, نشر افق, شعر
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391ساعت 15:48  توسط کتاب افق  |